تبليغاتX
قرآن و عترت
گل نرگس فدای رنگ و بویت ...

ای خوشبوترین  نرگس گیتی !

بر زبانم هر روز دعای  عهد جاری است.

نگاهم به افق های آسمان نیلی زنجیر شده است،تا شاید تو را همچون

پرنده ای در آسمان در حال پرواز ببینم.  نگاهم به  سرزمین های دور

خیره شده است ، به امید این که تو را ای سبز پوش زیبا روی سوار بر

اسب و ذوالفقار به دست ببینم.  با دیدن هر گل نرگس به سویش می دوم

،آن را می بویم و به یاد تو با صلواتی فضا را عطرآگین میکنم.

آدینه بر سر راه روزها می نشینم و دلم را نیز به ارمغان می آورم، تا شاید

با قدوم  سبزت آرزوی را بر آوری . من افتاده ز پا را دریاب،این حنجره ی

نازک من دیگر  بیش  از این  توان فریاد   کردن ندارد . ای نرگس زیبای

بهشت! از دوریت پژمرده ام. سالهاست که ما را در پس کوچه های انتظار

تنها گذاشته ای. سالهاست که شبنم اشک از چشم بیرون می جهد تا شاید

تو را بیابد،اما هنوز همه ی اشکها سر گردان و حیرانند...

 

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت14:26توسط نویسندگان: ریحانه و مبینا |