برای هر انسان مسلمانی شناختن قرآن یک وظیفه ی واجب
دینی است تا با قانون اساسی آیین خود آشنا گردد و از این
منبع آسمانی نور وحرارت معنوی بهره مند گردد واصول فکری
صحیح و اخلاق پسندیده و اعمال نورانی فردی و اجتماعی و
خلاصه راه رسم ظاهری و باطنی زندگی را از مکتبش بیاموزد.
خداوند میفرماید((پس ایمان بیاورید به خدا و رسولش ونوری
که نازل کردیم)).
خدای قرآن ، یکتا و بیمانند و صفاتش عین ذاتش می باشد .
او مستجمع جمیع صفات کما لیّه و منزّه از تمام صفات نقص
است و تمام ذرّات جهان ( به زبان بی زبانی ) او را تسبیح
می گویند ( ازهر نقصی منزّه می شمارند ) جهان در نظر
قرآن برای هدفی آفریده شده و پوچ و بیهوده و عبث
نیست و پیوسته از نوامیس لا یتغیّری تبعیّت می کند و قانون
علّت و معلول در همه جای طبیعت ساری و جاری است .
این نظم حیرت انگیزی که در اثر تقدیر ا لهی در کاینات
پدید آمده است ، و از اتم تا ستاره و از کوچکترین ذرّات
تا بزرگترین اجرام آسمانی به چشم می خورد همچنان ادامه
دارد ، تا روزی که قیامت برپا می شود و در آستانه وقوع آن
این نظم بهم می خورد و این نقشه بر چیده می شود . در آن
روز آن آسمان شکافته می شود و خورشید بی نور میگردد و
نجوم در هم می ریزند و... در آن روز نظمی دیگر جایگزین
نقشه ی قبلی خواهد گردید .

قرآن نسان را عزیز می شمارد و او را مختار و انتخا بگر
می شناسد ، تا آنجا که انسان قدرت عصیان نیز دارد.در عین
حالی که فرد را اصیل می داند ، برای جامعه نیز وجود ، موت ،
حیات ، ترقّی ، انحطاط و اجلی قائل است که دارای قوانینی
هستند که با استفاده از آن ، هر جامعه ای می تواند پیشرفت
کندمثلا تا موقعیکه افراد جامعه حالات معنوی خود را عوض
نکنند ، در وضع اجتماعی آنها تبدّلی پیدا نخواهد شد .
قرآن خود را سخن خدا معرفی می کند که پیامبر (ص) فقط
حامل و واسطه ی تبلیغ آن است . این پیام از جانب خدا به
وسیله ی جبرئیل یا روح القدس به قلب مقدس آن حضرت
نازل شده است .
هدف از نزول این است که مردم از تاریکی ها و ظلمات جهل
و شرک ، فساد ، خود پرستی ، ظلم و افراط و تفریط نجات
یافته و در روشنائی آن به صراط مستقیم الهی راه یا بند.
انشاءالله


